قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4644
تاريخ الفي ( فارسى )
طرف ارادهء فرار نمودند . شاه شجاع در شب به شيراز رفت « 1 » و [ پسرش ] سلطان شبلى را به كرمان فرستاد . شاه محمود نيز عزيمت اصفهان نمود . و شيخ على ايناق گفت كه « اين قدر صبر كنيد كه از حال شيرازيان در اين شب خبرى معلوم شود . » در اين حال شخصى از شيرازيان از شاه شجاع جدا شده نزد شاه محمود آمده و خبر به شيراز رفتن شاه شجاع داد . شاه محمود خوشحال شده ترك عزيمت اصفهان نمود و روز ديگر متوجه شيراز شده شهر را محاصره كرد . مدت محاصره به دور و دراز كشيد . شاه شجاع به واسطهء رعايت حزم ملك محمد و دولتشاه ، اقرباى خواجه قوام الدين صاحب عيار را اراده نمود كه از شهر به تقريبى بيرون فرستد كه مبادا بىاتفاقى از ايشان ظاهر شود . پس بنابراين ايشان را به محصلى مال كرمان فرستاد . چون ايشان روان شدند ، ديگر باره شاه شجاع به فكر افتاد كه مبادا در كرمان از ايشان فتنه حادث شود . چون وقت به غايت نازك بود ، « 2 » خواجه مجد الدين قاقم و امير باكور افغانى « 3 » را با دو هزار سوار به ضبط آن ولايت تعيين كرد . و امير غياث الدين حاجى و امير بهلول در كرمان بودند و شاهزاده شبلى در آن ولايت ( سيرجان ، به همراه امير سيورغتمش جرمانى ) لشكر جمع مىكرد كه به شيراز برد . دولتشاه چون به كرمان رسيد آن قدر شيطانى و وسوسه كرد كه او را از رفتن به شيراز مانع آمد و خود با ملك محمد قرارداد كه قبل از رسيدن مجد الدين و امير باكور و غياث الدين و بهلول ( و هلالى اتابك شاهزاده را دفع كنند و روز ديگر غياث الدين و هلالى اتابك را به بهانهء آنكه از نزد شاه شجاع ) « 4 » حكمى مخفى آمده طلب نمود . ايشان را در خلوت طلبيده به قتل آورد و سلطان شبلى را در كوشك سبز محبوس كرد . « 5 » و امير بهلول با سيصد سوار بيرون رفت و مملكت كرمان را بىمنازع متصرف شد و كس فرستاد كه به چاپلوسى امير بهلول را بازگردانيدند و خزاين كرمان را گشاده صلاى عام در داد و در اندك زمانى لشكر بسيار جمع كرده و ظاهر خود را به اطاعت سلطان محمود منسوب مىساخت و
--> ( 1 ) . تاريخ محمود كتبى ( ص 72 ) : « شاه شجاع چون به دار الملك رسيد دو سه روزى توقّف كرد و لشكر را آماده كرد و به انتقام بيرون رفت . در اين حال ، شاه شجاع را درد پايى روى نمود . بازگشت و به شيراز مراجعت نمود . ( 2 ) . م : تاريك بود . ( 3 ) . در نسخ سهگانه : امير باكوار اوغانى ، امير ناكوار اوغانى ، امير باكر افغانى ، امير باكر اوغانى ؛ حبيب السير : امير ماكو ؛ تاريخ محمود كتبى : امير تاكور اوغانى ؛ جغرافياى حافظ ابرو ( ص 150 ) : امير باكو ؛ تاريخ كرمان ( ج 1 ، ص 519 ) : امير باكور افغان . متن از روى مطلع السعدين و تاريخ كرمان ضبط شد . ( 4 ) . از اضافات « ق » است . ( 5 ) . محلّ حبس سلطان شبلى را قلعه كوه نوشتهاند . - فارسنامه ، ج 1 ، ص 221 ؛ تاريخ كرمان ، چاپ باستانى پاريزى ، ج 1 ، ص 520 . ولى در روضة الصفا و جامع التواريخ حسنى به صورت كونك سبز ضبط شده است .